ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

129

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) محمد بن سعد مىگويد : غير از واقدى از برخى ديگر از علما و راويان اخبار شنيده‌ام كه سعد بن ابى وقاص در سال پنجاهم درگذشته و خدا داناتر است . واقدى از فروة بن زبير ، از عايشه دختر سعد نقل مىكند كه مىگفته است * سعد بن ابى وقاص زكات اموال خود را كه پنج هزار درم بود براى مروان بن حكم فرستاد و روزى كه سعد بن ابى وقاص درگذشت دويست و پنجاه هزار درم از خود باقى گذاشت . واقدى از اسماعيل بن ابراهيم بن عقبة ، از پدرش و عمويش ، از سالم بن عبد اللَّه ، از پدرش نقل مىكند * چون عمر سعد بن ابى وقاص را از عراق عزل كرد بخشى از اموال او را گرفت . عمير بن ابى وقاص ابن وهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرّه ، مادرش حمنة دختر سفيان بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى است . گويند ، رسول خدا ( ص ) ميان عمير بن ابى وقاص و عمرو بن معاذ برادر سعد بن معاذ عقد برادرى بست . واقدى از ابو بكر بن اسماعيل بن محمد بن سعد ، از پدرش ، از عامر بن سعد ، از قول پدرش سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه مىگفته است در جنگ بدر پيش از آنكه رسول خدا ( ص ) ما را سان ببيند و حركت كنيم برادر خود عمير را ديدم كه خود را از انظار پوشيده مىدارد ، گفتم : برادر تو را چه مىشود ؟ گفت : مىترسم رسول خدا مرا ببيند و سن مرا اندك بشمرد و مرا به مدينه برگرداند و حال آنكه دوست دارم براى جنگ بيرون بيايم . شايد خداوند شهادت را به من ارزانى فرمايد ، گويد اتفاقا او را به پيامبر نشان دادند و رسول خدا سن او را اندك تشخيص دادند و فرمودند : برگرد ، گويد : عمير گريست و پيامبر ( ص ) به او اجازه شركت در جنگ دادند . سعد بن ابى وقاص مىگويد : به سبب كوچكى او ، من حمايل شمشيرش را به گردنش بستم و گره زدم و او در حالى كه شانزده ساله بود در جنگ بدر شهيد شد و او را عمرو بن عبد ود كشت .